• 1405/04/14
  • - تعداد بازدید: 18
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه
مجتمع آموزش عالی سلامت ممسنی

قلم، در ماتمِ «قلم‌به‌دستانِ حقیقت»؛ وداع استاد ادبیات با رهبر فرزانه

 

 

به مناسبت روز قلم و همزمان با مراسم تشییع پیکر رهبر انقلاب، فضای دانشگاه در اندوهِ وداع با اندیشمندی است که خود در طرازِ اصحابِ قلم و صاحب‌نظرانِ سخن بود. استاد  ادبیات مجتمع آموزش عالی سلامت ممسنی، هم‌زمان با تشییعِ پیکرِ رهبرِ فقید، با نگارشِ دل‌نوشته‌یی، حرمتِ قلم را در سوگِ صاحبِ اندیشه گرامی داشتند.

«در ادامه، یادداشتِ استاد گرامی، جناب آقای سید محمد رضا رستمی را به مناسبت این روزِ متفاوت و پراندوه می‌خوانیم که در آن، شکوهِ قلم با سوزِ وداع پیوند خورده است: 

در فراق قافله‌سالاری فرزانه و حکیم‌،
 
« مشنو از نی ، نی، نوای بی‌نواست
بشنو از دل ، دل، حریم کبریاست
نی چو سوزد تل خاکستر شود
دل چو سوزد محفل دلبر شود»
                   .- امام خمینی-
 
◼️����چهاردهم تیرماه‌ هرسال ،
روز بزرگداشت قلم و ستودن قلم‌ورزی هاست.
دلنوشته‌ای‌ست «در فراق یار محبوب‌ و شیرین کلام‌مان،
 رهبر شهیدمان سیدعلی خامنه ‌ای،
و به مناسبت روز مشایعت پیکر و قلمش..!»
هم تبریک و هم تسلیت به :
 قلم ورزان شیرین سخن و نادره گفتار
 
��������رهبر و قافله‌سالار بی بدیلم؛
 بی تو و بی سخنوری و بی قلم‌ورزی های تو ، این روز را چگونه باید سپری کنیم و گرامی بداریم.!؟
بی پرچمداری و بی چراغ راه بودن تو چگونه باید از هزار و یک مسیر توطئه و توهم و شبهات، قلم‌های‌مان را برهانیم!؟
 -بعد از چهل و اندی سال وصال و پشتگرمی های ادیبانه تو از اهالی قلم،
-بعد از ۱۲۰ روز هجران و افتادن عَلَم قلم از دستان ادیب و مقفع تو.!
-بعد از ۱۲۰ روز مفارقت‌الاحباب ،
-بعد از گذر از یک زمستان  فتنه و جنگ،
-بعد از گذر از یک بهار  بمباران،
-بعد از گذر از یک فصل پرپر شدن شکوفه های سیستانی و مینابی‌مان،
-و البته بعد از شهادت جانسوز و آگاهانه‌ تو..!
- امروز، قلم‌های‌مان، در اندوه و ماتم تو، کم طاقت و پا در گل و درمانده‌اند.!
-امروز قلم‌های همیشه پیش‌جنگ و تیز چنگال‌مان ، سیه پوش و سیه‌نامه نویس فقدان تو شده‌اند.!
-امروز قلم‌های‌مان در نبودن حضور تو شکسته دل و شکسته دست و سر به گریبان‌اند.!
 
��������لعنت و نفرین بر آنها که این پیمان و وصال ازلی را سر بریدند.!
- لعنت و نفرین بر آنها که محافل و سنگرهای ادیبانه و شاعرانه‌ی تو را تاب نیاوردند و گفتارهای نغز و نجیب‌ات را ، و تکلم‌های خاضعانه و سربلندت را ،سنگر و سر شکستند و بمب بارانیدند.!
-نفرین و ننگ بر آنها که ناجوانمردانه و بی رحمانه، تو را و قلم زور آور تو را سر بریدند ، و بیان آتشین و اندیشه ورزت را ، و نگاه عمیق و حکیمانه‌ی قلم ات را حرمت شکستند و گلوله باران کردند.!
 
��������امروز روز بزرگداشت قلم است.
زبان بلیغ و فاخر تو ، قلم تو بود!
 بی تو و بی حضور روح افزای قلم و بی زبان فاخر و نوشته‌هایت، چگونه بزرگش بشماریم و گرامی‌اش بداریم.!؟
- کج اندیشان و دژخیمان به زعم خودشان ، تو را از میان برداشته اند اما قلم لطیف و برومند، قلم پرشعور و سهمگین ، و زبان مالک اشتری و نفیس تو را هرگز نخواهند توانست از محافل مان بربایند و حذف کنند.!
گوهر معنویت و روح بلند قلم‌ات را..، جوهره‌ی کلام و قلمت را از دامن قلم ورزان ، از بساط نکته دانان و از سراچه‌ی شعور شاعران مان نیز البته که نخواهند توانست که خط بطلان برکشند و به تاراجش برکشانند.!!
 
��������شاید این جملات، زبان حال این روزهای بخش بزرگی از اهالی قلم و محافل قلم‌های‌مان باشد که :
«به خون سیاه قلمم سوگند که: قلم توتم من است»
سوگند که من هم لبریزم از اندیشه‌های پاک روح قلمم.
من هم دوست دارم سرشار باشم از شور و امید به آینده‌ی روشن کشورم..!
من هم مغموم‌ام از بی حضوری جانفدایان بی نظیر کشورم ،
 من هم ، دل نگران و پژمرده‌ام از محروم بودن از حضور گرانمایه و سخاوتمندانه‌‌ی ادیبان و قلم به دستان فقید کشورم.!
-از حضور دردمندانه ، از حضور ستم سوزانه و مستکبر ستیزانه‌‌ و انبوه شان.!
خدایا؛ با تمام وجود، اقرار می کنم که؛
لبریز غیظ و غضب و خشم‌ام از قاتلان قرن بیست و یکم.!
 از حرمله‌ها و شمر و یزید و عمرسعدهای نوظهور جهان مدرن و فرامدرن ، از سازمان های به ظاهر مردم‌یارشان..!
-لبریزم از خشم و شرر و موجهای هرمز زاده و خلیجی هومانی و عمانی.!
-لبریز و پرم از خنجر و گلوله های انتقام‌ بر پیشانی آنانکه ناجوانمردانه ، پرچمدار جوانمرد و رهبر فرزانه‌‌ی ملت مرا از من و از ملت‌من، و از دنیای من گرفتند!!
 -قلم انتقام بر کشیده‌ام برای آنانکه منظومه‌ی آفتابین تو رهبر بی بدیل و آزاده ام را در جوار مشاوران کشور دوست تو ، بی‌رحمانه، بمب بارانیدند و موشک فرو ریختند، و ناجوانمردانه و خلاف عرف بین‌المللی خودشان، حضور و وجود عارفانه‌ی تو را بر سفره فرزندان و نوه‌های دردانه‌ات،در خون و خاک در غلتانیدند!!
 
��������️و امروز و امسال ، اولین سال بی تو بودن و بی قلم متفکرانه ات را با اندوه فراوان در حال سپری کردنیم..
باشد که خدای نگهدارنده‌ی موسی در دل نیل و ایزد رهنماینده‌ی محمد(ص) در دل غار ، یاریگر این روزهای تلخ و این مردان سخت ، و این ایام طاقت فرسای ملت ما هم باشد.!
 
 
��������️به او دل بسته‌ایم و یقین داریم که:
 
تا خدا هست پریشان نشود خاطر مان...!
و
تا خدا هست ، به مخلوق دمی تکیه نخواهیم نمود
که خدا مظهر صبر است و ثبات است و بشر ، عین نیاز 
 
     ✍️ سید محمد رضا رستمی ،مدرس زبان فارسی وادبیات
     چهاردهم/ تیرماه/۱۴۰۵
  • گروه خبری : رویدادها,اخبار,اخبار واحدها
  • کد خبری : 156185
کلیدواژه

تصاویر

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید